* تهران امروز
روزنامه تهران امروز در يادداشت خود با عنوان "عبور از غبارآلودگي به سوي شفافسازي "به قلم امير دبيريمهر آورده است: به باور بسياري از صاحبنظران حوزه فرهنگ و جامعه، ريشه بسياري از معضلات و مشكلات در انحرافات و مباني نادرست فرهنگي است و يكي از اين نادرستيها و انحرافات كه در تاروپود مناسبات اجتماعي ايرانيان ديده ميشود نبود شفافيت و صراحت در مواضع و رفتارها در سطوح گوناگون است آنچه كه بسياري از دلسوزان و روشنفكران از آن با عنوان «فقدان صراحت فرهنگي» و «پيچيدگي مذموم شخصيتي» نام ميبرند. ابهامزايي بهجاي ابهامزدايي؛ پنهان كاري و عدم صراحت و شفافيت چنان در فرهنگ ايراني نهادينه است كه برخي از آن نه بهعنوان يك انحراف و آسيب بلكه بهعنوان يك ضرورت ياد ميكنند. چنانچه در سخني از «استر ذهبك و ذهابك و مذهبك» اين مساله به ميان آمده است يعني اعتقاد؛ مال و رفتوآمد يا مسير سفرت را پنهان كن كه ريشه اين توصيه سنتي وجود ناامني در حيات فردي و اجتماعي بود. همين مضمون در شعر «از سه عالم مجنبان تو لبات/ از ذهاب و از ذهب وز مذهبات» نيز تجلي ادبي يافته است. شايد در زماني اين دست توصيهها و رويكردها كارساز بود اما در جهان جديد و در مناسبات امروزين چنين نيست و كنايهگويي، مبهمگويي و پنهان كاري نهتنها نشانه زيركي و هوشياري نيست بلكه رذيلتي اخلاقي و برچسبي مذموم در حوزه عمومي تلقي ميشود. اين موضوع وقتي از ساحت تودهها و عموم عبور كرده و به سطح نخبگان و كنشگران فعال اجتماعي ميرسد اهميت مضاعف مييابد يعني اگربروز اين خصايل از عموم شهروندان ناپسند است از نخبگان يقينا نارواست بهويژه در برهههايي از زمان كه فضاي جامعه غبارآلود ميشود و مرزها شفافيت خود را از دست ميدهند و شناسايي حق از باطل و سره از ناسره و درست از نادرست يا غيرممكن يا بسيار مشكل ميشود. در اين برههها چشم و توجه مردم به ذهن و زبان نخبگان است تا روشنگري كنند و كاركرد روشنفكري و روشنگري خود را ايفا كنند و روشنفكران و روشنگران نيز راهي جز روشنگويي ندارند. در اين اوضاع و احوال جاي پريشان فكري و پريشانگويي و درصدد لفافه سخن گفتن براي راضي نگهداشتن همه اصراف و اكناف نيست بلكه صراحت و شفافيت نهتنها يك ضرورت بلكه فضيلتي بزرگ است.
رهبر فرزانه انقلاب ديروز با نگاهي كلان به مسائل كشور كه لازمه مقام رفيع رهبري نظام است به اين آسيب بزرگ و مخرب فرهنگي توجه نشان داده و از ضرورت موضعگيري شفاف نخبگان و سياسيون سخن گفتند.
به تعبير ايشان «دشمنان ملت از شفاف بودن فضا ناراحتند؛ فضاى شفاف را برنميتابند و فضاى غبارآلود را ميخواهند» زيرا «در فضاى غبارآلود است كه ميتوانند به مقاصد خودشان نزديك شوند و به حركت ملت ايران ضربه بزنند. فضاى غبارآلود، همان فتنه است. فتنه معنايش اين است كه يك عدهاى بيايند با ظاهر دوست و باطن دشمن وارد ميدان شوند، فضا را غبارآلود كنند؛ در اين فضاى غبارآلود، دشمن صريح بتواند چهره خودش را پنهان كند، وارد ميدان شود و ضربه بزند.»
وقتي ايشان تاكيد ميكنند كه «حرف دو پهلو زدن، از خواص، مطلوب نيست. خواص بايد حرف را روشن بزنند و مطلب را واضح بيان كنند. اين، مخصوص يك گرايش سياسى خاص هم نيست.» چگونه است كه عدهاي از خواص و نخبگان با گرايشهاي گوناگون هنوز ترجيح ميدهند سكوت كنند و نظراتشان را شفاف بيان نكنند. به تعبير رهبري «انتظار از خواص اين است كه مرزشان را مشخص كنند، موضعشان را مشخص كنند. دوپهلو حرف زدن، كمك كردن به غبارآلودگى فضاست؛ اين كمك به رفع فتنه نيست، اين كمك به شفافسازى نيست. شفافسازى، دشمن دشمن است؛ مانع دشمن است. غبارآلودگى، كمك دشمن است.»
مخاطب اين سخن، رسانهها نيز هستند.
واقعيت اين است كه بايد در اين مسير قرار گرفت و با معيار شفافسازي از ابهامات و مجهولات كاست و برمعلومات و تصريحات افزود. روزنامه تهرانامروز با همين رويكرد در ماههاي اخير تلاش كرده با صراحت بنويسد و مطالب را با شفافيت بيان كند و دلخوري و رنجش ديگران را در اين راهبرد اصولگرايانه وقعي ننهد. بيانات صريح رهبر معظم انقلاب، همكاران روزنامه را در طي اين مسير در آينده مصممتر كرد و اميدواريم همه نخبگان و گروههاي مرجع و رسانهها با فهم درست و صادقانه پيام مقام معظم رهبري و توجه به مسئوليت سنگيني كه در پيش دارند در روشنسازي فضاي عمومي كشور با هدف هموارسازي پيشرفت و آباداني ايران عزيز همه مساعي خود را بهكار گيرند.
* سياست روز
روزنامه سياست روز در يادداشت روز خود با عنوان "روخواني از نطقهاي نخ نما "به قلم قاسم غفوري آورده است: آنجلا مركل صدراعظم آلمان در نشست مشترك با نتانياهو نخستوزير رژيم صهيونيستي از آمادگي آلمان براي اعمال تحريمهاي شديد عليه ايران سخن گفته است. وي در ادامه ادعاهايش، عدم همكاري ايران با آژانس و خودداري ايران به 1+5 را مطرح كرده است. ادعاها و مواضع خانم صدراعظم در قبال ايران در حالي مطرح ميشود كه وي پيش از اين نيز با ادعاي دفاع از حقوق بشر و به اصطلاح دموكراسي به دخالت آشكار در امور داخلي ايران پرداخته بود. در بررسي اظهارات مركل كه به صراحت ميتوان آنها را روخواني از بيانيهها و نطقهاي تكراري و نخنما شده سران آمريكا و رژيم صهيونيستي دانست ،چند نكته را ميتوان مورد بررسي قرار داد.
1ـ خانم مركل در حالي از عدم همكاري ايران با آژانس و نيز عدم پاسخگويي ايران به پيشنهادات 1+5 سخن ميگويد كه اولا آژانس بين المللي انرژي اتمي همواره برعدم انحراف ايران از چارچوبهاي آژانس اذعان كرده است. ثانيا بررسي پرونده 1+5 در ماههاي اخير نشان ميدهد كه جمهوري اسلامي ايران در ارائه پيشنهادهاي سازنده ،پيش قدم بوده و حتي براي عدم توقف مذاكرات فرصتي يك ماهه را براي پاسخگويي 1+5 در زمينه چگونگي مبادله سوخت 5/3 درصد با سوخت 20 درصد براي استفاده در راكتور پزشكي تهران تعيين كرد. تهران در حالي اين فرصت را براي غرب در نظر گرفت كه براساس NPT توليد سوخت 20 درصد از حقوق ايران ميباشد و اين رويكرد ايران عملا فرصت دادن به 1+5 است كه آنها بايد با رويكرد مثبت به آن پاسخ دهند، نه آنكه به تكرار مواضع سوخته تحريم بپردازند. با توجه به اين حقايق ميتوان گفت كه صدراعظم آلمان نه براساس واقعيتهاي موجود بلكه براساس ديدگاه شخصي مغرضانه و بعضا در چارچوب خوشايند صهيونيستها به موضعگيري در قبال ايران ميپردازد.
البته وي فراموش كرده است كه نشست 1+5 در نيويورك نيز براي اعمال تحريم ايران با شكست مواجه شد لذا سخن گفتن از تحريم آن هم با ادعاي اجماع جهاني امري سوالبرانگيز و مغاير با حقايق بينالمللي است.
2ـ خانم صدراعظم در حالي از تحريم سخن ميگويد كه به اعتراف دستگاههاي اقتصادي آلمان، اقدام دولت آلمان در مشاركت در تحريمهاي غرب عليه ايران موجب حذف دهها هزار شغل در آلمان شده است. جالب آنكه به اعتراف خود آلمانيها اين تحريمها تاثير چنداني بر ايران نداشته و در اصل شركتها و حتي دولت آلمان در اين عرصه دچار چالش شدهاند. در شرايطي كه آلمان با بحران شديد اقتصادي مواجه است و اقتصاددانان اين كشور از عدم بهبود شرايط سخن ميگويند، اقدام و حتي اظهارات مقامات برلين مبني بر تحريم ايران، نتيجهاي جز تاثير منفي بيشتر بر اقتصاد آلمان نخواهد داشت.
3ـ دولتمردان آلمان از جمله مركل ، در شرايطي به دخالت در امور ايران به بهانه حمايت از حقوق بشر ميپردازند و از سوي ديگر از تحريم ايران به دليل به اصطلاح آنها عدم پايبندي به تعهدات و قوانين بينالملل سخن ميگويند كه در كارنامه آلمان سوالات بسياري وجود دارد كه سران اين كشور هنوز پاسخگوي آن نبودهاند.
افزايش محدوديتهاي مدني و اجتماعي كه دامنه آن تا شنود مكالمات و ثبت ايميلها و حتي اطلاعات زندگي شخصي افراد گسترش يافته بهگونهاي كه كميسيون حقوق بشر اروپا نيز آن را محكوم كرده، نقض گسترده حقوق مسلمانان و اقليتهاي ديني كه سازمان ملل نيز به آن اعتراف دارد، قتل عام با نقشه از پيش طراحي شده غيرنظاميان افغان بدون آنكه پاسخگوي نهادهاي جهاني باشند، اقدام سوالبرانگيز در برابر گزارش كميته حقيقتياب سازمان ملل در مورد جنگ غزه (گزارش گلدستون) با دادن راي منفي در شوراي حقوق بشر سازمان ملل و مجمع عمومي سازمان ملل،حمايت از جنايات رژيم صهيونيستي در كشتار فلسطينيها در جنگ 22 روزه و نيز كشتار لبنانيها در جنگ 33 روزه لبنان، اقدام نژاد پرستانه دولت و رسانه هاي آلمان در پنهان ساختن به قتل رسيدن مروه الشربيني بانوي محجبه مصري در داخل دادگاه آلمان با 18 ضربه چاقو ،اذعان كميسيون تحقيقاتي پارلمان اروپا مبني بر تقلب در انتخابات آلمان با حذف 30حزب با هدف رسيدن احزاب حاكم به قدرت و... تنها بخشهاي كوچكي از اقدامات ضد بشري ،اين كشور مدعي حقوق بشر ميباشد.
كشوري با اين پرونده سياه كه از سوي نهادهاي حقوق بشر و سازمان ملل تاييد شده، مسلما صلاحيت اظهارنظر در مورد حقوق بشر را ندارد چه رسد به دخالت در امور داخلي ساير كشورها.خانم مركل به جاي دخالتهاي به اصطلاح بشر دوستانه در امور داخلي ساير كشورها بهتر است، ابتدا به وضعيت حقوق بشر در داخل آلمان پرداخته و به جاي ادعاي تحريم عليه كشورهاي ديگر، براي حل بحران اقتصادي كشورش كه در وضعيت بحران قرار دارد به چارهانديشي بپردازد.
در مجموع در باب عملكردها و مواضع ضد ايراني خانم صدرا اعظم بايد گفت كه اين اظهارات بازي با برگه صهيونيستها و آمريكا و روخواني از روي نطقهاي سوخته ميباشد كه مسلما دستاوردي براي آلمان به همراه ندارد ،چنانكه در دوره اول صدراعظمي مركل نيز اين مواضع با شكست مواجه شد. بهتر است خانم صدراعظم از توهمات جدا شده و از يك سو به جاي دخالت در امور ساير كشورها به حل بحران هاي داخلي كشورش بپردازد و از سوي ديگر براساس واقعيات به تغيير سياستهاي ضد ايراني خود مبادرت ورزد.
* جام جم
روزنامه جام جم در يادداشت خود با عنوان "به انگيزه 29 دي، روز «غزه، نماد مقاومت فلسطين» ،قريباني غريب "به قلم محمدرضا عرفانيان آورده است: باريكه غزه در محاصره است، زمان در آن منطقه به گذشته بازگشته است، آنجا قرن بيست و يكم نيست، قرون وسطي است شايد هم زماني دورتر ، غزه امروز در پرتگاه زمان است، در پايان تمدن بشري و واپسين روزهاي حقوق بشر.
كودكان، زنان، مردان و سالخوردگان فلسطيني در غزه توسط يك رژيم نژادپرست به گروگان گرفته شدهاند. نبود مواد غذايي، دارو و حتي سوخت در زمستان فضايي بوجود آورده كه يادآور لشكركشيهاي قرون وسطايي است.
لشكرياني كه همانند بلا نازل ميشدند، تمامي ساكنان شهر را بي هيچ ترحمي به كام مرگ ميفرستادند و سرانجام از خود طاعوني به ارمغان ميگذاشتند و ميگذشتند.
آنچه امروز در غزه قرباني ميشود فقط كودكان، سالخوردگان، بيماران، زنان و يا مردان نيستند، بلكه تمامي ارزشهاي انساني و دستاورد هزاران سال تاريخ تمدن بشري است كه به مسلخ فرستاده شده است.
شگفت انگيزترين صحنه اين حادثه هم بي رحمي متجاوزان و يا مظلوميت قربانيان نيست بلكه حيرت آور اينكه اين رويداد اسفبار در برابر ديدگان جهانيان رخ ميدهد و اين در حالي است كه سازمانهاي بينالمللي مدعي همه چيز، هيچ كاري انجام نميدهند و يا نميتوانند!
رويدادهاي اخير غزه بيش از گذشته سياستهاي دوگانه حاكم بر سازمانهاي بينالمللي را به نمايش گذاشته است. اينكه 1.5 ميليون انسان بيدفاع را محاصره و آنان را از تمامي حقوق اوليه محروم كنند و هيچ مرجعي حتي بصورت ظاهري و تشريفاتي قادر به مداخله نباشد حقيقتا لكه ننگي بر چهره بشريت است.
محاصره مردم يك شهر با ديوارهاي فولادي آن هم به دست خودي (مصر) و با اشاره بيگانه هم بيشتر به افسانه هاي كهن ميماند ، ولي امروز در غزه اين يك واقعيت است.
اينكه پزشكي در غزه نتواند به علت كمبود امكانات و دارو، بيماري با وضعيت وخيم را از مرگ نجات دهد و يا كودكي نورس را، يك افسانه تراژيك نيست بلكه واقعيت تلخي است كه در غزه جريان دارد و به دفعات اتفاق ميافتد.
امروز غزه يعني در يك سو مردمي بي دفاع و محروم از همه چيز قراردارند كه از خانه و كاشانه خود رانده شدهاند و در سوي ديگر ارتشي غاصب و اشغالگر كه مجهز به جديدترين سلاحهاي سبك و سنگين روز دنيا به صفآرايي پرداخته است.
بيگمان آنچه مردم غزه را گران ميآيد حملات و سختگيريهاي دشمن صهيونيستي نيست بلكه سكوت خويشان و دولتمردان كشورهاي عربي و اسلامي است.
سكوت سران اين كشورها در برابر جنايات رژيم صهيونيستي چون خنجري بر پهلوي مردم غزه فرو رفته است و ضربه آن، صدها بار از ضربات دشمن، جانكاه تر و تلخ تر است.
امروز مردم غزه قريباني هستند غريب.
* رسالت
روزنامه رسالت در سرمقاله امروز خود با عنوان "لحظه شناسي خواص و حسرت توابين " به قلم صالح اسكندري آورده است: 1- مهمترين سرمايه نظام جمهوري اسلامي حمايت هاي مردمي و پشتوانه اجتماعي گسترده اي است كه در مقاطع حساس تاريخي نقش موثر و تعيين كننده اي در معادلات فراروي انقلاب بازي كرده است. روز گذشته رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار با شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي بر اين نكته مهم انگشت نهاده، تاكيد فرمودند: “نظامي كه به مردم متكي است، مخالفينش نمي توانند آن را متزلزل كنند.” انتخابات بي سابقه22 خرداد كه منتج به حضور چهل ميليوني ملت ايران پاي صندوق هاي راي شد بار ديگر اين قدرت غيرقابل انكار نظام اسلامي را به رخ دشمنان انقلاب كشيد و نشان داد كه انقلاب اسلامي بعد از گذشت30 سال اينگونه توانايي بسيج حمايت هاي مردمي را دارد. دشمن بعد از اين انتخابات دست به كار شد تا اين سرمايه عظيم را از جيب دولت و ملت ايران بزند. طي چند ماه گذشته تمام تلاش دشمن معطوف به اين نتيجه بود كه حمايت هاي مردم از نظام اسلامي كم شده است!
اين در حالي است كه حمايت مردم از حكومت منوط به ارزيابي مثبت يا منفي مردم از نظام سياسي است. مهمترين شاخص
حمايت هاي اجتماعي در الگوهاي جامعه شناسي سياسي ميزان اعتماد مردم به حاكمان و مشاركت عمومي در سياستگذاري ها و تصميم گيري هاي كلان است.
حوادث چند ماه گذشته نشان داد كه نه تنها توطئه شوم دشمن در ايجاد شكاف بين مردم و نظام موفقيتي پيدا نكرده است بلكه فتنه پس از انتخابات منجر به افزايش آگاهي و بصيرت مردم، ايجاد خودباوري در بين آحاد ملت، اعتماد فزاينده بين مردم و دولت، ... و تقويت ساير شاخصه هاي مشاركت سياسي شده است.
نمود عيني اين بصيرت و اعتماد متقابل بين نظام و مردم حماسه ميليوني نهم دي بود كه محيط داخلي و خارجي را آبستن معادلات جديدي به نفع مردم و نظام نمود. حضور ده ها ميليون ايراني در نهم دي امسال آب سردي بود بر آتش افروخته دشمن. حماسه تاريخي نهم دي يكي از قله هاي افتخار انقلاب اسلامي است كه تمام بافته هاي دشمن را پنبه كرد.
حضور ميليوني ملت ايران در نهم دي كه يادآور حركت خود جوش ملت در23 تير1378 بود حكايت از اوج ارادت قلبي مردم به نظام مقدس اسلامي، ولايت پذيري و ميثاق با آرمان هاي حضرت امام خميني و شهداي انقلاب اسلامي داشت.
2 - ديروز رهبر انقلاب اسلامي شناخت “لحظه و نياز “ و اقدام متناسب با آن را يك خصوصيت و ويژگي بسيار مهم برشمردند و خاطرنشان كردند: “برخي از اهالي كوفه كه با عنوان “توابين “ چند ماه بعد از حادثه عاشورا قيام كردند و به شهادت رسيدند، به امام حسين (ع) ايمان داشتند و ان شاءالله در نزد خداوند هم ماجور هستند اما آن وظيفه اي را كه بايد عمل مي كردند، انجام ندادند زيرا “لحظه “ و عاشورا را نشناختند.”
لحظه ها تاريخ سازند و تاريخ از مسير لحظه ها مي گذرد. برخي از لحظه ها مسير تاريخ را عوض مي كنند و بعضي ديگر تاريخي مي شوند.
نقش خواص در لحظه ها و لحظه شناسي خواص، سره را از ناسره و صحيح از سقيم را در مسير تصميم گيري جامعه باز مي نماياند. خواص يعني كساني كه در لحظات تاريخي از روي بصيرت تصميم گيري
مي كنند و دلخوش به زنده بادها و مرده بادها نيستند. جامعه عقربه حركت خود را با تصميم گيري هاي خواص تنظيم مي كند.
البته خواص دو دسته اند: خواص طرفدار حق و خواص طرفدار باطل كه در هميشه تاريخ مقابل يكديگر ايستاده اند. خواصي كه در جبهه حق حضور دارند، خود به دو بخش تقسيم مي شوند: خواصي كه در لحظه هاي تاريخي قادرند تصميمات تاريخ ساز بگيرند و در ركاب حسين زمان در كربلاي مكان حاضر شوند و ديگر خواصي كه هواي نفس، دلبستگي به دنيا و يا ترس از دست دادن موقعيت اجتماعي مانع از تصميم گيري آنها در آن لحظه حساس مي شود. البته اين دسته از خواص حق گرا در مقاطع بعدي به آغوش حقيقت باز مي گردند و در زمره توابين خواهند بود اما عاشوراي حسين زمان را از دست داده اند و هيچ كسي مثال عمار ياسر را براي آنها نمي زند. حتي اگر مختار هم باشند، ماجورند اما گوهر آزادگي حر را به حرارت دفاع از ولايت مي دهند نه به سردي غروب غمناك عاشورا.
ادامه دارد...
* كيهان
روزنامه كيهان در يادداشت روز خود با عنوان " مقاومت نمي ميرد ! " به قلم حميد اميدي آورده است: دي ماه سال گذشته رژيم صهيونيستي با حمله وحشيانه به نوار غزه بيش از 1400 فلسطيني كه يك سوم آنان را كودكان تشكيل مي دادند، به شهادت رسانده و بيش از 6000 فلسطيني ديگر را مجروح و شمار بسياري را آواره كرد. در اين جنگ نابرابر كه پس از ماهها محاصره اقتصادي و نظامي غزه صورت گرفت و به بهانه آزادسازي گلعاد شاليط و با هدف اشغال نوار غزه و نابودي جنبش مقاومت حماس به راه افتاده بود، اسرائيل جنايتكار به هيچ كدام از اهداف خود نرسيد و پس از شكستي مفتضحانه، بعد از 22 روز، وادار به عقب نشيني از اين منطقه شد. جنگ 22 روزه در تاريخ مبارزات مردم فلسطين عليه استعمار انگليس و اشغالگري رژيم صهيونيستي، جزو بزرگترين پيروزي ها ثبت شده است.
مردم مظلوم غزه اين روزها سالگرد پيروزي مقاومت عليه چهارمين ارتش مجهز جهان را در حالي جشن مي گيرند كه هنوز در محاصره اقتصادي، غذايي، دارويي و حتي آب به سر برده و در مرز رفح شاهد دسيسه مشترك مبارك و رژيم صهيونيستي در احداث ديوار فولادي هستند.
با آنكه اين روزها ظاهراً آتش بار توپخانه صهيونيستها و هواپيماهاي اسرائيلي در اندازه و حجم جنگ 22روزه گلوله و بمب بر سر مردم بي پناه غزه نمي ريزند، ولي به واسطه استمرار محاصره، به نقل از گزارش بازرسان بين المللي و شاهدان عيني، وضعيت فلسطينيان ساكن اين منطقه نسبت به سال گذشته كه زير آتش و بمب بودند، به مراتب بدتر است.
تازه ترين گزارش عفو بين الملل حاكي است؛ شرايط زندگي در غزه در حدي اسف بار شده كه حتي مردم به آب آشاميدني دسترسي ندارند. كمبود آب در اين منطقه از مرحله بحران عبور كرده است. در چنين شرايطي صهيونيست ها با مصادره منابع آب، نص صريح موافقنامه 1944 اسلو را نقض كرده و در مقابل ميانگين مصرف روزانه آب هر فلسطيني كه 70 ليتر است، صهيونيستها روزانه حداقل به 300 ليتر آب دسترسي دارند!
طبق توافقهاي جهاني از جمله كنوانسيون هاي ژنو، قدرتهاي اشغالگر حق تعرض به منابع آبي سرزمين هاي اشغالي و يا انهدام و محدود كردن دسترسي به آنها را ندارند. با اين حال عفو بين الملل در گزارش خود تصريح مي كند كه «در برخي موارد سربازان اسراييلي براي انهدام مخازن و چاه هاي آب مورد استفاده فلسطينيان اعزام شده اند.» اين گزارش همچنين مي افزايد؛ «كمبود آب براي مصرف فلسطيني ها با اختصاص عرضه سخاوتمندانه آب به شهرك هاي يهودي نشين واقع در كرانه باختري، در حالي تشديد مي شود كه برخي از يهودي هاي ساكن اين شهرك ها از آب آشاميدني سالم براي پر كردن استخرهاي خود استفاده مي كنند.» گفتني است 450 هزار ساكن شهرك هاي يهودي كرانه باختري بيش از 2 ميليون و 300 هزار فلسطيني ساكن اين منطقه آب مصرف مي كنند.
اوضاع مواد غذايي، دارويي و امكانات ابتدايي زندگي در غزه نيز در شرايط بحراني قرار دارد. «ريچارد فالك» گزارشگر ويژه سازمان ملل در ارتباط با وضعيت حقوق بشر در نوار غزه طي يادداشتي كه هم اينك روي سايت اين سازمان قرار دارد، مي نويسد: «اسرائيل به درخواست هاي ديپلماتيك براي برداشتن محاصره غزه توجهي نخواهد كرد و تنها راه، تحريم اقتصادي تل آويو است.يك ميليون و 500هزار فلسطيني ساكن غزه بخاطر تداوم محاصره اين منطقه توسط اسرائيل در شرايط وخيم و بسيار دشواري زندگي مي كنند. قطعاً اسراييل به زبان و لحن ديپلماسي كه او را تشويق به باز كردن گذرگاههاي مرزي مي كند، پاسخي نخواهد داد.»
وضع زندگي در غزه از مرز بحران گذشته است. آژانس كار و امداد براي پناهندگان فلسطيني در خاور دور كه وظيفه امدادرساني به فلسطيني هاي بي پناه را برعهده دارد، در توصيف وضعيت زندگي ساكنان غزه و سطح امكانات و خدمات محلي در گزارشي كه اوايل دي ماه امسال منتشر كرده، آورده است: «غزه به خاطر بمباران هاي گسترده اسرائيل به دوره پارينه سنگي (عصر حجر) هم بازنگشته بلكه به دوره «گل و لاي» سوق داده شده است. اسرائيل پس از گذشت يك سال از تبديل كردن غزه به تلي از خاك، همچنان اجازه نداده تا مصالح ساختماني وارد آن منطقه شود. در نتيجه مردم از سر اجبار با گل و لاي براي خود سرپناه مي سازند.»
گزارش عفو بين الملل و آژانس كار و امداد در حالي منتشر شده كه دو گزارش تكان دهنده ديگر طي ماههاي اخير از وضعيت وخيم فلسطيني ها و جنايات صهيونيستها حكايت مي كند. در گزارش اول «گلدستون» گزارشگر ويژه حقوق بشر سازمان ملل تصريح و تأييد كرده كه اسرائيل در جنگ غزه مرتكب «جنايات جنگي» شده و در گزارش دوم وزارت بهداشت فلسطيني ها اعلام كرده كه به واسطه كاربرد گسترده سلاحهاي ممنوعه شيميايي و راديواكتيويته توسط رژيم صهيونيستي در جنگ 22 روزه، 80 درصد تولدهاي اخير در غزه ناقص الخلقه بوده كه يكي از اثرات ناشي از استفاده ارتش صهيونيستي از بمب هاي فسفر سفيد است.
رژيم اشغالگر، خود به استفاده مكرر و گسترده از فسفر سفيد عليه مردم غزه به منظور هدف قرار دادن شهروندان فلسطيني اعتراف كرده است. «كريستين ساينس مانيتور» از «مدز گيلبرت» پزشك نروژي، گزارش مي كند كه طبق مشاهدات وي اسرائيل بمب هاي فسفر سفيد را برفراز اردوگاههاي پناهندگان غيرنظامي به دفعات منفجر كرده است. طبق گفته اين پزشك كه فرستاده سازمان ديده بان حقوق بشر است، وي قربانيان زيادي را مشاهده كرده كه دچار سوختگي شديد شده و پوست بدن و صورتشان كنده شده بود. بمب فسفري يك تركيب شيميايي است كه ساختمانها را به آتش كشيده و افراد را مي سوزاند. از اين ماده نبايد در مناطقي كه داراي جمعيت انساني است، استفاده شود. اين در حالي است كه باريكه غزه، متراكم ترين جمعيت جهان را در خود جاي داده است.
تمام اين جنايات در حالي اتفاق افتاده كه طبق كنوانسيون ها، پروتكل ها و توافقنامه هايي كه به نوعي «حقوق جنگ» را شامل مي شوند، از جمله كنوانسيون 1899 لاهه و قرارداد بين المللي جلوگيري از كشتار جمعي 1948 ژنو، طرفين درگير مجاز به استفاده از هر گونه سلاحي در جنگ هاي خود نيستند و به كارگيري سلاح هايي كه باعث جراحات شديد مي شود مثل بمب اتمي- فسفري- خوشه اي- شيميايي - ميكروبي و... ممنوع شده است. تعرض از مفاد اين قراردادها مصداق بارز «جنايات جنگي» بوده و مرتكب آن بايد به عنوان جنايتكار جنگي در محاكم قضايي بين المللي و همينطور در كشورهايي كه دادگاههاي آنها خود را صاحب صلاحيت تشخيص مي دهند، محاكمه شوند.
گزارش مجامع و بازرسان بين المللي-خصوصاً گزارش گلدستون- درباره جنگ غزه، موجي از اعتراضات جهاني عليه رژيم صهيونيستي را به دنبال داشته است، به گونه اي كه اكنون برخي نهادها و دادگاهها - حتي در اروپا- پيگير اعلام حكم جنايتكاران جنگي براي سران رژيم صهيونيستي و بازداشت آنها هستند. در انگليس نيز كه غده سرطاني اسرائيل زاده خوي استعماري اين كشور است، حكم بازداشت «ليوني» وزير خارجه سابق صهيونيست ها صادر شد. هر چند اين اقدام بعداً لغو شد، اما نشانه اي از ديدگاه منفي جهاني نسبت به رژيم صهيونيستي حتي در ميان متحدان اين رژيم تلقي مي شود.
اكنون موج تنفر جهاني از اسرائيل جنايتكار در تمامي دنيا راه افتاده و روزي نيست كه كشورها شاهد تظاهرات عليه سران رژيم صهيونيستي نباشند. با اين حال متحد ديرينه و اصلي اسرائيل يعني آمريكا دنبال بقاي اين رژيم و تضمين امنيت و برتري آن در خاورميانه است. واشنگتن درست 11دقيقه پس از آنكه رژيمي به نام «اسرائيل» در سرزمين هاي اشغالي فلسطين اعلام موجوديت كرد، آن را به رسميت شناخت! و از آن لحظه تاكنون از هيچ پشتيباني و حمايتي درباره اسرائيل كوتاهي نكرده است. هيلاري كلينتون، وزير خارجه آمريكا اخيراً در ديدارهاي جداگانه اي با همتايان اردني و مصري خود از عرب ها و فلسطيني ها درخواست كرده كه بدون هيچ قيد و شرطي - بازگشت آوارگان، توقف شهرك سازي ها و ديوار حايل- با مقامهاي رژيم صهيونيستي گفت وگو كنند.
يكسال از جنگ غزه گذشته و اين منطقه همچنان در محاصره و بحران انساني قرار دارد. مردم غزه، مردمي مقاوم اند؛ مقاومتي كه از مرز 60 سالگي خود عبور كرده است. اكنون زنان و مردان و كودكان غزه بيش از 2 سال و نيم است كه در محاصره اقتصادي، غذايي، دارويي و آب به سر مي برند. فاجعه انساني و هولوكاست واقعي در غزه بيداد مي كند، اما اين مردم تصميم گرفته اند كه «ايستاده بميرند».
مقامات آمريكايي و اسرائيلي بارها به صراحت اعتراف كرده اند كه يكي از اهداف اصلي آنها از برپايي فتنه اخير در ايران ، مشغول كردن جمهوري اسلامي به مسائل داخلي و پيشگيري از به كارگيري اقتدار بين المللي و منطقه اي ايران در حمايت از فلسطين است. اكنون بار ديگر شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فداي ايران»! سران فتنه و حاميان آنها را مورد توجه قرار دهيد. آيا آمريكا و اسرائيل حق ندارند از شكست مفتضحانه سران فتنه عصباني و وحشت زده باشند؟!
* جمهوري اسلامي
روزنامه جمهوري اسلامي در سرمقاله امروز خود با عنوان "همه در يك صف هستيم " آورده است: اين روزها انتشار دو نشريه يا شايد بهتر است گفته شود يك نشريه با دو عنوان كه با اقدام به دسته بندي هاي كاذب در ميان نيروهاي انقلاب تلاش كرده آنان را در دو قطب مقابل يكديگر قرار دهد و چنين وانمود كند كه عده اي از آنها طرفدار رهبري هستند و عده اي در مقابل رهبري قرار دارند از خبرهاي مطرح است . هرچند مقامات مسئول اين دو نشريه را توقيف كرده اند لكن پيامدهاي آنچه منتشر شده از يكطرف و جريان شناسي چنين تفكر خطرناكي از طرف ديگر از اهميت ويژه اي برخوردارند كه نبايد از آنها غافل شد. بنابراين اين رويداد را بايد از دو منظر پيگيري و كالبدشكالي كرد; يكي پيامدها و ديگري جريان شناسي ريشه اي .
در بخش پيامدها نمي توان رسوباتي را كه اين قبيل اقدامات در ذهن ها و قلب هاي جوانان و افرادي كه اطلاعات كافي درباره مسائل انقلاب ندارند بر جاي مي گذارند ناديده گرفت . اين صف بندي هاي كاذب اگر با روشنگري هاي گسترده مواجه نشوند و افراد صاحب نفوذ به شفاف سازي نپردازند تاثير خود را مي گذارد و عده اي كه تحليل درستي از مسائل ندارند و از ترفندهاي دشمنان بي خبرند به اين باور غلط مي رسند كه واقعا چنين صف بندي هائي وجود دارد. اگر چنين باوري به ذهن هاي ساده انديش راه پيدا كند مرحله جديدي از روياروئي آغاز خواهد شد و بدبيني ها و جدال هاي بي حاصل اما تفرقه انگيز به راه خواهند افتاد و جامعه به نقطه قطب بندي هاي خطرناك خواهد رسيد پديده اي كه همچون سم مهلك به جان وحدت جامعه مي افتد و اساس همبستگي ملي و ديني را هدف قرار مي دهد.
زيان ديگر خوراكي است كه اين صف بندي هاي كاذب به رسانه هاي دشمنان ملت ايران مي دهد. دستگاه هاي تبليغاتي استكباري قبل از آنكه چنين خوراك آماده اي از درون جامعه ما به دست بياورند خودشان با فرضيه تراشي هاي حرفه اي تلاش مي كنند چنين القا نمايند كه انقلاب و جامعه ايراني دچار چند دستگي است . حال اگر از درون اين جامعه آنهم از ميان كساني كه مهر حمايت از ولايت فقيه بر پيشاني خود زده اند نشرياتي ظهور يابند و چنين صف بندي هائي را با عكس و تفصيلات و مقالات زهرآگين منتشر نمايند تصور كنيد چه جشني در بنگاه هاي خبرپراكني بي . بي . سي و صداي آمريكا و راديو رژيم صهيونيستي و بقيه رسانه هاي بيگانه برپا خواهد شد و چه خوراك مفصلي براي تبليغات عليه انقلاب و نظام جمهوري اسلامي و ملت ايران عايد آنها خواهد شد كه تا مدت ها آنها را از تلاش براي پيدا كردن مستمسك بي نياز مي كند و اين امكان را براي آنها فراهم مي سازد كه با استناد به منابع داخلي هرچه مي خواهند عليه اين انقلاب و نظام و اين كشور و ملت سمپاشي كنند.
از اينها آزاردهنده تر زمين ماندن توصيه هاي اكيد رهبري است كه همواره به تلاش براي وحدت و خودداري از تخريب همديگر به ويژه حفظ حرمت چهره هاي نظام سفارش اكيد مي كنند و متاسفانه گوش كساني كه بيش از ديگران سنگ پيروي از رهبري را به سينه مي زنند بدهكار اين توصيه ها و سفارش ها نيست و هر روز به نوعي بر طبل جنگ و تفرقه و تخريب مي كوبند. نه فقط اين جماعت مدعي بلكه همه بايد به توصيه هاي رهبر معظم انقلاب عمل نمايند و در شرايط كنوني كشور كه دشمنان با تمام وجود درصدد بهره برداري هاي سياسي به نفع خود هستند از همه امكانات براي خنثي كردن توطئه هاي تفرقه افكنانه و نزديك ساختن دل ها به يكديگر و همگان را زير پرچم نظام جمهوري اسلامي گردهم آوردن بكار بگيرند. در شرايط كنوني حتي كوچكترين خطائي كه موجب تفرقه يا وانمود كردن تفرقه باشد قابل بخشش نيست و هيچكس نبايد به خود اجازه بدهد به تنور صف بندي ها هيزم بريزد.
در بخش جريان شناسي نكته اساسي اينست كه بايد ريشه هاي چنين تحركات خطرناكي را شناسائي و نابود كرد. توقيف نشرياتي كه اقدام به صف بندي هاي كاذب مي كنند در عين حال كه لازم است فقط برخورد با معلول است بايد با علت برخورد كرد تا ريشه اين شجره خبيثه خشكانده شود.
اين نشريات به كجا وابسته هستند از كدام منبع تغذيه مي شوند از كجا و چه كساني خط مي گيرند با كدام پشتوانه اين چنين جسورانه به هر كس و هر چيز مي تازند و از تخريب و تفرقه انگيزي و بي حرمتي و تهمت و هر كار ديگري كه جامعه را دچار نگراني و ترديد و صف بندي كند ابائي ندارند روزنامه نگاري كه فحش دادن و تهمت و تخريب نيست اين جريان چه هدفي را دنبال مي كند
اينها سئوالهاي سختي نيستند كه پيدا كردن جواب هاي آنها غيرممكن باشد. پاسخ بسياري از اين سئوالها روشن است و اگر سئوالي وجود داشته باشد كه هنوز بي پاسخ مانده است براي دستگاه هاي اطلاعاتي و امنيتي كشور كه بحمدالله از استحكام و قدرت خوبي برخوردارند روشن كردن آنها بسيار آسان است .
كافي است به اين نكته ذره اي انديشه كنيم كه چرا هر وقت اندك تلاشي براي نزديك ساختن دلها صورت مي گيرد صدائي از جائي بلند ميشود و يا قلمي به حركت در مي آيد كه آن تلاش را خنثي كند و تا مدتي فضاي جامعه را غبارآلود نگهدارد آيا اين يك امر طبيعي است يا حساب شده و دقيق و هدفمند است
كمترين دليل بر حساب شده و دقيق و هدفمند بودن اين حركت اينست كه همواره درست در زماني رخ مي دهد كه اميدهائي براي حل اختلافات رخ مي نمايد. اين كافي است كه نشان دهد اين جريان مرموز ماموريت دارد فضا را همواره غبارآلود نگهدارد تا بتواند اهداف و منافع خود را تامين كند. راستي اهداف و منافعي كه فقط در فضاي غبارآلود مي توان به جستجوي آنها پرداخت چگونه مي توانند باشند و چه كساني مي توانند در جستجوي چنين اهداف و منافعي باشند
برخلاف صف بندي هاي كاذبي كه اين جريان مرموز تلاش مي كند بوجود بياورد واقعيت اينست كه همه نيروهاي انقلاب از همه اقشار و عموم ملت ايران در صف واحد و پشت سر رهبر معظم انقلاب حضرت آيت الله خامنه اي قرار دارند. برخلاف آنچه بدخواهان درصدد هستند القا كنند همه بزرگان انقلابي از آيت الله هاشمي رفسنجاني گرفته تا كساني كه توسط اين جريان مرموز ياران ايشان دانسته شده اند همگي ياران رهبر معظم انقلاب هستند و براي پيشبرد آرمان هاي انقلاب و تقويت نظام مقدس جمهوري اسلامي آماده هر نوع فداكاري هستند. دشمنان هر چند ميخواهند جامعه را دو قطبي كنند ولي هوشياري نيروهاي انقلاب اجازه چنين كاري را به آنها نخواهد داد.
* مردمسالاري
روزنامه مردمسالاري در يادداشت روز خود با عنوان "نگراني براي اجراي يك لايحه "به قلم مهدي عباسي آورده است: سال 88 در حال پايان يافتن است و اصولا تصميمات اجرايي به خصوص در حوزه اقتصاد براي سال 89، در همين روزهاي پاياني گرفته مي شود. اما، در حالي اين روزها سپري مي شود كه هنوز بودجه 89 به مجلس نرفته است. برنامه توسعه چهارم پايان يافته و برنامه توسعه پنجم هنوز بررسي نشده و اجراي لايحه هدفمند كردن يارانه ها نيز، با ابهاماتي همراه است.
با اين تفاسير نمي توان نسبت به اوضاع اقتصادي كشور در سال آينده نگراني نداشت كما اينكه بايد به ابهامات موجود در فضاي اقتصادي پاسخ داده شود.
اگر از كم بودن زمان براي بررسي لايحه بودجه 89 و برنامه توسعه پنجم عبور كنيم، كه خود نيز موضوعات مهمي هستند، اختلافات مبنايي در دولت در خصوص نحوه اجراي لايحه هدفمند كردن يارانه ها، حكايت از آن دارد كه گويا دولتمردان هنوز به تصميم مشخصي در اين خصوص نرسيده اند.
لايحه اي كه به صورت مستقيم با زندگي همه مردم گره خورده است و كوچكترين اشتباه و ورود به ميدان آزمون و خطا، عملا تبعاتي به همراه خواهد داشت كه به سادگي جبران پذير نخواهد بود.
دولت مي بايست تصويري واقعي از آنچه كه مي خواهد اجرا كند، در اختيار داشته باشد. اما گويا اينگونه نيست و اعلام اين جمله كه «مشكلات اين لايحه در اجرا مشخص مي شود» از سوي برخي دولتي ها حكايت از آن دارد كه بايد نسبت به اجراي آن كمي تا قسمتي نگران بود.
اما، چالش ابتدايي در اجراي اين لايحه به تعداد دريافت كنندگان يارانه نقدي مربوط خواهد شد. سخنگوي طرح تحول اقتصادي اعلام كرد: «آنچه در كار گروه طرح تحول اقتصادي به تصويب رسيده است و دولت براساس آن عمل خواهد كرد آن است كه 50 ميليون نفر، معادل 70 درصد جمعيت كشور تحت پوشش پرداخت نقدي در چارچوب هدفمند كردن يارانه ها قرار خواهند گرفت.» اين در حالي است كه معاون پارلماني رئيس جمهور اعلام مي كند: «با مصوبه مجلس و كار مشترك دولت و مجلس، يارانه هاي قيمتي تبديل به يارانه هاي نقدي و در واقع جايگزين مي شود، با توجه به مصوبه مجلس نيز همه مردم مشمول يارانه ها هستند و هيچ دهكي از يارانه ها حذف نمي شود و صددرصد مردم در قالب سه خوشه موردنظر هستند.»
با اين تفاسير، اين اختلاف ديدگاه يعني پرداخت به 70 درصد يا صددرصد، چگونه حل خواهد شد؟
همانطور كه مشاهده شد، منابع خبري اين دو نحوه پرداخت، يكي سخنگوي طرح تحول و ديگري معاون احمدي نژاد هستند. اما، از ديگر نگراني هاي جدي در خصوص اجراي لايحه هدفمند كردن يارانه ها، تورم ناشي از اين اقدام است.
آيا دولت پيش بيني لازم براي كنترل اين تورم را كرده است؟ چه ضمانتي از سوي دولت وجود دارد كه تورم ناشي از آزادسازي قيمت ها، موقتي باشد؟ اگر در اجرا مشكلات پديد آيد و افزايش تورم به تورمي پايدار تبديل شود، چه كسي پاسخگوي فشار اقتصادي به مردم خواهد بود؟
رئيس كل بانك مركزي روز گذشته و در حالي كه هنوز اين لايحه اجرا نشده، اعلام كرد كه «با هدفمند كردن يارانه ها و تورم حاصل از آن ما ديگر نمي توانيم معجزه كنيم». پس چه ضمانتي براي رسيدن به نتايج مطلوب در پي اجراي اين لايحه وجود دارد؟
اي كاش سخنگوي جديد دولت، در اظهاراتش چه با حضور خبرنگاران و چه با مكانيزم جديد يعني بدون حضور نمايندگان رسانه ها، به سوالات مربوط به تبعات اجراي هدفمند كردن يارانه ها، پاسخ دهد. اگر ايشان آمادگي داشته باشند دهها پرسش در زمينه نحوه اجرايي كردن لا يحه مذكور وجود دارد كه با پاسخ منطقي مسوولا ن ذي ربط امنيت رواني براي مردم حاصل خواهد شد و آنگاه نبايد چندان نگران اجراي لا يحه بود.
* جوان
روزنامه جوان در يادداشت امروز خود با عنوان "لحظهشناسي " به قلم جعفر تكبيري آورده است:
رهبر معظم انقلاب در بيانات ديروز خود در حالي از شناخت لحظهها سخن به ميان آوردند كه ضعف موضعگيري بههنگام توسط برخي خواص در قبال وقايع اخير بسيار مشهود بود.
ايشان با اين جمله كه «شناخت موقعيت، و حضور در لحظه مناسب و مورد نياز، اساس همه كارها است» پيامي را به برخي خواص منتقل كردند تا از اين طريق به اطلاع آنها برسانند كه يكي از ضرورتهاي بصيرت، شناخت موقعيت و سپس عمل كردن صحيح از طريق اين شناخت است چراكه موضعگيري به موقع در قبال وقايع فتنهگون، در روشنسازي فضاي جامعه و درگير نشدن مردم در اين فتنهها بسيار مؤثر است. با آغاز فتنه در جامعه و در آميخته شدن حق و باطل، نگاه افراد درگير در واقعه، به سمت خواص جامعه معطوف ميشود تا حركات خود را بر اساس مواضع آنها تنظيم و حق و باطل خويش را از همين طريق بشناسند. از اين رو است كه ضرورت موضع گيري به هنگام در قبال اين وقايع امري لازم است كه رهبر انقلاب به روشني به آن اشاره ميكنند.
ايشان همچنين در همين سخنان از حضور در لحظه مناسب نيز سخن ميگويند تا عناصر تكامل بصيرت در يك فرد را به صورت پازلي در كنار يكديگر قرار دهند. چراكه موضع گيري به موقع بدون حضور در لحظه مناسب امري ابتر است و امكان اجرا و عملياتي شدن آن وجود ندارد. رهبر انقلاب با ذكر تمامي اين نكات به تقدير از ملت ايران براي حضور به لحظه در راهپيمايي 9 دي ميپردازند تا به برخي خواص گوشزد كنند كه مردم در زمينه بصيرت در حال پيشي گرفتن از اين به ظاهر خواص هستند.
البته رهبر انقلاب با طرح موضوع توابين و شهادت آنها پس از واقعه عاشورا همچنان دروازه انقلاب را براي بازگشت اين خواص و حاميان آنها به دامان نظام بازگذاشتند تا بگويند كساني كه از راه رفته خود باز ميگردند، انسانهاي بدي نيستند و امكانپذيرش آنها در همه حال وجود دارد اما مراتب شخصيتي آنها با كساني كه در ابتدا با درك وجوه فتنه نه تنها وارد آن نشدند بلكه به مبارزه با اين پديده پرداختند، متفاوت است چراكه به وظايف خود عمل نكرده و لحظه را به خوبي نشناختهاند.
در كنار تمامي اينها، رهبر انقلاب در همين سخنان نهيبي نيز به برخي خواص كه با رفتار دوگانه خود ژستهاي انقلابي ميگيرند اما در مسيري غير از خط انقلاب حركت ميكنند، وارد كردند تا حساب آنها را نيز در كنار حساب افرادي قرار دهند كه با عدم درك درست لحظهها در مسيري خلاف در حال حركت هستند.
بي شك آن چيز كه در سخنان ديروز مقام معظم رهبري قابل برداشت بود، رفتار مهرورزانه و توام با اخطار براي تمامي كساني بود كه اين روزها با سكوت خويش و يا اظهارات دوپهلوي خود، سعي در بيگناه نشاندادن خويش در بروز اين وقايع دارند تا از اين طريق ضمن حفظ آبرويي كه از طريق انقلاب و نظام كسب كردهاند، خود را فردي روشنفكر معرفي كنند. روشنفكري كه در فضاي غبار آلود دشمنساز مشغول قدمزدن است.
* قدس
روزنامه قدس در سرمقاله روز خود با عنوان "شفافيت ، بصيرت افزايي و لحظه شناسي "به قلم غلامرضا قلندريان آورده است: حضرت آيةا... خامنه اي رهبر فرزانه انقلاب روز گذشته در ديدار مسؤولان شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي و رؤساي ستادهاي دهه فجر سراسر كشور، تأكيد كردند: در دوران فتنه و غبارآلود بودن فضا، وظيفه همه بويژه خواص، موضعگيري شفاف و پرهيز از سخنان و مواضع دو پهلو است.
شفاف سازي، دشمنِ دشمن و غبارآلودگي كمك به دشمن است و اين، يك شاخص و معيار براي عملكرد همه افراد و جريانهاست.
ناكامي دشمن در عرصه نبرد سخت، آنها را مصمم نمود با تغيير جبهه جنگ، راهبرد نرم افزارانه را به عنوان آلترناتيو برخورد قهري در دستور كار قرار دهند كه امروزه تعريف جنگ نرم در اين راستا قابل ارزيابي مي باشد.
پر واضح است، در حوزه تهاجم نرم، مؤلفه ها، ملزومات و ابزارهاي كاربردي كاملاً متفاوت از صحنه نبرد سخت افزاري است؛ لذا ساز و كار مقابله نيز قطعاً بايد بر همان اساس تدوين و طراحي گردد.
در عرصه ياد شده همگان بر اين موضوع اتفاق نظر دارند كه ارتقاي سطح بصيرت براي مقابله با دشمن مهمترين ابزار است، به نحوي كه مقام معظم رهبري در ديدار با اعضاي دفتر رهبري، كاركنان سپاه ولي امر و خانواده هايشان در تاريخ 1388/5/5 فرمودند : «اگر من بخواهم يك توصيه به شما بكنم، آن توصيه اين خواهد بود كه بصيرت خودتان را زياد كنيد؛ بلاهايي كه بر ملتها وارد مي شود، در بسياري از موارد بر اثر بي بصيرتي است.»
قرآن كريم نيز در سوره انعام آيه 122 در مقايسه ميان واجدين و فاقدين بصيرت مي فرمايد: «آيا كسي كه مرده [دل] بود و زنده اش گردانيديم و براي او نوري پديد آورديم تا در پرتو آن، در ميان مردم راه برود، چون كسي است كه گويي گرفتار در تاريكيهاست و از آن بيرون آمدني نيست؟ اين گونه براي كافران آن چه انجام مي دادند، زينت داده شده است.»
حضرت علي(ع) مي فرمايند: «انسان بي بصيرت ممكن است با اين تصور كه راه حق، اين راه است خودش به دست خود، گمراهان را بر خود مسلط گرداند. اين مصيبت خيلي بزرگ است كه انساني با تصور حركت در مسير حق به دليل بي بصيرتي در مسير باطل حركت كند و متوجه نباشد.»
ايجاد فتنه يكي از مهمترين ابزارهاي تأثيرگذار در جامعه است كه دشمن با بهره گيري از اين شگرد تلاش مي كند با غبارآلود كردن جامعه، مطامع نامشروع خود را با هزينه كمتري پيگيري كند.
در اين شرايط، تزريق بصيرت و بصيرت افزايي در افكار عمومي مي تواند به عنوان بهترين داروي نجات بخش تلقي گردد كه اين مهم وظيفه همگاني است، البته نخبگان و خواص در اين حوزه بيش از ديگران مسؤوليت دارند.
سكوت خواص و عدم شناخت موقعيت و زمان، يكي از آسيبهايي است كه عناصر تأثيرگذار جامعه را از جهت گيري بهنگام باز مي دارد و آنها يا دچار سكوت مي شوند و يا با موضعگيريهاي ناصواب و عاري از شفافيت، به تعميق شرايط فتنه كمك مي كنند.
رهبر انقلاب اسلامي شناخت «لحظه و نياز» و اقدام متناسب با آن را يك خصوصيت و ويژگي بسيار مهم برشمردند و خاطرنشان كردند: برخي از اهالي كوفه كه با عنوان «توابين» چند ماه بعد از حادثه عاشورا قيام كردند و به شهادت رسيدند، به امام حسين(ع) ايمان داشتند و انشاءا... در نزد خداوند هم مأجور هستند، اما آن وظيفه اي را كه بايد عمل مي كردند، انجام ندادند زيرا «لحظه» و عاشورا را نشناختند.
خواص اگر به دنيا دل سپردند و مقهور زر و زيور و وابستگيهاي مادي از قبيل حب مقام، شهوت، اسم و شهرت شدند، قطعا نمي توانند در انجام وظيفه سنگين خويش ايفاي نقش كنند و همين موضوع از آفات خواص دوران اميرالمؤمنين(ع) بود كه استمرار اين رفتار واقعه كربلا را رقم زد.
خلق حماسه تاريخي 9 ديماه سال جاري و 23 تيرماه 1378 از رخدادهاي متعارف در مناسبتهاي گوناگون مانند 22 بهمن ماه كه هر ساله مردم به صحنه مي آيند، كاملاً متفاوت بود. اين حماسه ماندگار زمان شناسي و به هنگام بودن مردم را به نمايش گذاشت كه در دفاع از آرمانها و گفتمان انقلاب اسلامي و حمايت از ولايت فقيه به عرصه آمدند تا دشمن را از جنگ رواني و تبليغات مسمومش نااميد نمايند.
بدون ترديد، خواص با موضعگيري صريح، اتخاذ مشي شفاف و با اظهارنظر و روشنگريهاي بهنگام خويش ثابت نموده و مي نمايند كه در تحليل رخدادهاي پس از انتخابات، مرز آنها از كساني كه با ايراد سخنان دشمن شاد كن بيگانگان را در جوسازي عليه جمهوري اسلامي جسور نموده اند، جدا مي باشد و مي توانند با اظهارنظر متناسب با زمان، نه تنها در بصيرت افزايي جامعه ايفاي نقش كنند، بلكه در صف حاميان جدي و قاطع ولايت فقيه قرار گيرند.
بنابراين، خواص و نخبگان، شرايط فتنه و عرصه سياسي كشور پس ازانتخابات را مي بينند كه چگونه آمريكا و انگليس از جريانهايي كه انقلاب را تهديد مي كند، حمايت مي كنند. منافقين كه عملكرد آنها بر كسي پوشيده نيست، اكنون بطور مكرر با صدور بيانيه از چه جرياني حمايت مي كنند؟ بازماندگان شاه سابق مانند رضا و اشرف پهلوي و مزدوران دوران ستم شاهي در اين دوران فتنه، كه احساس مي كنند آفتاب به تن شان خورده، بيانيه مي دهند و تلويحاً يا بصراحت به نفع يكي از طرفين غائله اخير، اعلام موضع مي كنند. تلويزيونهاي لس آنجلسي و ديگر ماهواره هاي بيگانه و افراد فاسد و فراري چگونه با تحليلهاي جهت دار وضعيت نظام را بحراني جلوه مي دهند.
اكنون زمان آن فرا رسيده است كه خواص سكوت را بشكنند و براي ابراز مخالفت با دشمنان قسم خورده انقلاب اعلام هويت نمايند.
* دنياي اقتصاد
روزنامه دنياي اقتصاد در سرمقاله خود با عنوان "بانكها را بود آيا كه عياري گيرند؟ " به قلم احمديزدانپناه آورده است: بانك به عنوان يك واسطهگر مالي در تعريف امروزي خود بر حول دو محور «خلق ارزش» و «مديريت ريسك» بايد فعال باشد،
آيا خصوصيسازي واقعي آنها ميتواند اين دو رسالت را عملي نمايد؟ به جز چند مورد كه در مراكز بحران اخير مالي جهان شاهد دولتي شدن بانكها بوديم، موج خصوصيسازي آنها با دلايل و انگيزههايي چون: وجود «سركوب مالي»، بسط و توسعه نظام بانكي، تفاوت معنيدار نرخ سود بانكها و نرخ تسهيلات (اسپرد) و نقش كمرنگ بانكها در نشاط بخشيدن به محيط كسب و كار و توليد و اشتغال به طور وسيع مطرح شده است. مطالعات تجربي نشانگر آنند بانكهاي دولتي زيانهاي انبوه به بار ميآورند كه در نهايت بار مالي سنگين را بر دوش اقتصادهاي ملي وارد ميسازند. مشكلاتي كه بيشتر از ذات دولتي بودن آنها ناشي ميشود و لذا خصوصيسازي واقعي و شفاف و هدفمند و با سرعت مطمئنه ميتواند و بايد چارهساز باشد. نتايج تحقيقات گوياي آن است كه در بسياري از كشورها كه بانكها در سلطه مالكيت و مديريت دولتي هستند در بحرانهاي مالي، بانكها نقشآفريني ويژه دارند، چرا كه نزديكبينيهاي بنگاههاي مالي، موجب انحراف آنها از اصل بانكداري ميشود و اين امر هزينههاي سنگين بر اقتصاد و جامعه تحميل ميكند. برخي اقتصادها مثل مجارستان، آرژانتين و مكزيك مجبور شدهاند براي اين زيانها از منابع كمياب سرمايهاي خود تزريق نمايند. بانكهاي دولتي در كل منابع كمياب سرمايه را در گزينههاي با بهرهوري پايين تخصيص ميدهند. آنها انگيزه لازم را براي كارآمدي «وامدهي» و حداقلسازي هزينه عملياتي ندارند. در محيطي غيررقابتي فعاليت دارند و اغلب زيان مالي آنها را دولتها پوشش ميدهند و از بسته شدن آنها و ورشكستگي آنها با حمايتهاي خود ممانعت ميكنند. شايد بدين دليل كه آنقدر بزرگند كه نبايد سقوط كنند!گاهي براي عايقسازي نفوذهاي سياسي از بانكها لازم ميآيد خصوصيسازي با معيارهاي علمي و عملي آنها صورت پذيرد كه در اين حالت، خصوصيسازي ميتواند و بايد در جهت بهبود عملكرد آنها مقبوليت درون سازماني و برونسازماني يابد.اين مهم چگونه تحقق مييابد؟ با جلوگيري از دولتي بودن آنها! با همه اين اوصاف، عيار متفاوت سنجش بانكها با بنگاههاي ديگر بايد در سه مرحله قبل از خصوصيسازي، هنگام خصوصيسازي و سرانجام پس از خصوصيسازي به دقت لحاظ شود.
اين به خصوص در كشورهايي كه بانكداري دولتي سابقه طولاني دارد و نظام مالي كشور «بانك محور» است و بانكها در تجهيز پساندازهاي مردم نقش «راهبردي» دارند. زمان عرضه سهام بانكها، كم و كيف بازار سهام و عوامل حياتي ديگر بايد براي بالا بردن ضريب موفقيت خصوصيسازي مدنظر باشند. چرا كه تحقيقات خصوصيسازي بانكها در كشورهاي در حال توسعه و در حال گذر از اقتصاد دولتي به اقتصاد بازار نشان ميدهند كه عدم دقتها در اين زمينه «سوددهي» بانكها را پس از خصوصي شدن به عنوان يك بانك نه موسسه خيريه! از اهداف مورد انتظار و از پيش تعيين شده منحرف كرده است و رفع تسلط دولت نتوانسته كارايي عملياتي و اهرمهاي مالي و تركيب درآمدهاي بانك را به خصوص در حوزه درآمدهاي غيربهرهاي بهبود بخشد.
پس از خصوصيسازي دخالتهاي مديريتي و مقرراتي غيرلازم ميتواند بانك خصوصي شده را از ارائه خدمات يك بانك كارا و با قيمت رقابتي محروم نمايد. نماگرهاي كارآيي بانك و سوددهي و مديريت نقدينگي و توانايي مالي آن بايد توسط تحليلگران مستقل و آگاه براي خريداران گذشته، حال و آينده بالقوه سهام بانك تحليل شوند. همچنين معيارهايي چون، نسبتهاي سنجش خط مشيهاي احتياطي، نسبت كفايت سرمايه، كيفيت داراييها، سلامت و صلاحيت مديريتها، عايدات (قابليت سوددهي)، كم و كيف نقدينگي و مديريت نقدينگي آن و سرانجام حساسيت آن بانك در مقابل «ريسك بازار» بايد به بهترين شكل براي مردم اطلاعرساني شود.
* گسترش صنعت
روزنامه گسترش صنعت در سرمقاله خود با عنوان "تهران سايه ندارد " آورده است:
رئيسجمهوري در مراسمي با عنوان «هواي پاك، آسمان آبي» گفت: «من از كساني كه ميتوانند به شهرهاي ديگر براي زندگي بروند استدعا دارم كه اين كار را بكنند، تهران با جمعيت 10 ميليوني نميتواند نفس بكشد...».
رئيس سازمان حفاظت از محيط زيست نيز اطلاع داد كه «سهم هر شهروند تهراني در روز 800 گرم آلاينده است». اين در حالي است كه كارشناسان، ميزان خسارت اقتصادي ناشي از آلودگي هوا در تهران را روزانه تا 20 ميليارد دلار تخمين زدهاند. 75 تا 85 درصد آلودگي هواي تهران را گاز مونواكسيدكربن تشكيل ميدهد كه تركيب آن با خون موجب اختلال در اكسيژنرساني به بدن شده و در صورت افزايش غلظت اين ماده سمي حتي منجر به مرگ ميشود. همچنين تركيب مونواكسيدكربن با آب نيز خاصيت اسيدي يافته و ميتواند در بافتهاي بدن، بويژه ريه، تاثير و بلكه تاثيرات بسيار مخرب و كشنده برجاي گذارد. رسيدگي به وضعيت اين منابع تهديدگر بهداشت و سلامت انسان در ابرشهري مثل تهران نيازمند زمان است و صدالبته به عزم ملي و اهتمام همگاني بستگي دارد.
بهرام عكاشه، پدر زلزلهشناسي ايران در گفتوگو با مهر هشدار داده است كه اگر زلزلهاي به وسعت و شدت زلزله هائيتي در تهران رخ دهد ميزان خسارات و تلفات انساني آن 10 برابر بيشتر خواهد بود.
قدر مسلم اين است كه افزايش جمعيت تهران از دو به 12 ميليون نفر طي 40 سال گذشته و به تناسب آن، افزايش وسايل گرمازا در كنار آلايندههايي چون خودروهاي فرسوده و مصرف بيرويه سوختهاي فسيلي، تهران را به محيطي براي توليد گرما و انواع بيماريهاي قلبي و ريوي تبديل كرده است.
برابر استانداردهاي سازمان جهاني بهداشت، وضعيت مطلوب هواي شهرها به شرايطي اطلاق ميشود كه ميزان هر آلاينده تنها يك روز در سال از حد مجاز فراتر رفته باشد. اين در حالي است كه تعداد روزهاي سال 1388 كه هواي ته ران از مرز «ناسالم» گذشته و به وضعيت اضطراري و هشدار رسيده، دهها برابر اين ميزان بوده است. اين واقعيت گواهي است بر ضرورتها و نيازها و الزامهاي يك برنامهريزي بلندمدت براي رهايي پايتخت از اين خطرها كه در پيشرو دارد.
* ابتكار
روزنامه ابتكار در يا روز خود با عنوان "هدفمند سازي يارانه ها; نگرشي ديگر "به قلم لطفعلي بخشي آورده است: مفهوم و كاربرد واقعي يارانه ها در نظامهاي اقتصاد آزاد، كمك به بازتوزيع و مقابله با پيامد هاي منفي عملكرد نظام اقتصادي آن كشورهاست.در كشور ما دولتهاي پيشين، به دليل دسترسي به درآمد بادآورده نفت، عدم كفايت در دريافت مالياتها، كسب محبوبيت و دلايل ديگر، دست به توزيع منابع نفتي بصورت يارانه هاي پيدا و پنهان زدند. توزيع درآمد منابع نفتي در كشور بصورت يارانه هاي باز، آغازگر روند جدا شدن ديدگاه اقتصادي در كاربرد منابع كشور بود.با ارائه قيمتهاي تصنعي از كالاهاي اصلي كشور نظير بنزين، گازوئيل، برق، آب، نان، كود مصنوعي و امثال آن، اقتصاد ما به بيراهه افتاد.قيمتهاي تصنعي، مصرف تصنعي و غير طبيعي با خود به همراه آورد و به مرور كشور ما را وارد دور باطلي كرد كه با افزايش حجم يارانه و پائين نگه داشتن مصنوعي قيمتها، شاهد افزايش مصرف غير طبيعي سالانه كالاهاي يارانه اي نيز بوديم.دولتها مرتبا براي جبران افزايش مصرف غير طبيعي و حفظ سطح قيمتهاي قبلي ناچار به افزايش مداوم حجم يارانه ها شدند.اين روند تا بدانجا ادامه داشته كه امروزه حجم يارانه هاي مستقيم و غيرمستقيم و پيدا و پنهان كشور به بيش از 100/000 ميليارد تومان رسيده و گمان مي رود براي سالهاي بعد بايستي هرساله حداقل 50درصد به اين رقم افزوده شود. مقايسه اين رقم با بودجه جاري و عمراني كشور هر كارشناسي را به وحشت مي اندازد.درد بزرگ آنجاست كه اختصاص و توزيع اين يارانه سنگين و گسترده، تبديل به بزرگترين مصيبت اقتصاد ايران شده است و مي توان اقتصاد ايران را اقتصاديارانه زده ناميد.اثرات زيانبار و نامطلوب اين حجم يارانه و توزيع نامطلوب آن در اقتصاد ايران در گفتارها و نوشتارهاي زيادي توضيح داده شده و نيازي به تكرار آن نيست. از آنجا كه منابع درآمدي دولت توان تداوم پرداخت چنين ارقام هنگفتي را نداشت، بالاخره دولت از روي اجبار، نه اختيار، مجبور به تغيير اين مسير شد و قانون هدفمند كردن يارانه ها، با صرف وقت زياد در مجلس به تصويب رسيد.با وجود آگاهي همه دست اندركاران و مسئولين به عدم امكان تداوم پرداخت يارانه در سطح فعلي، متاسفانه بنظر مي رسد در تصويب اين قانون بيشتر ديدگاه هاي غير اقتصادي مطمح نظر بوده و بهمين دليل براي اجراي قانون مدت طولاني 5 ساله در نظر گرفته شده است.نمايندگان شايد از سر دلسوزي و با نيم نگاهي به انتخابات دوربعد حوزه انتخابيه شان، تلاش كرده اند به زعم خود از اثرات نامطلوب اين قانون تا حد ممكن بكاهند تا به مردم فشار نيامده و موجب ناراحتي موكلانشان نشوند.حقيقت آنستكه اجراي درست هدفمند سازي يارانه ها از آرزوهاي ديرينه همه علاقمندان به اعتلاي اقتصادي كشور است و اميد كه با اجراي درست اين طرح، بتوان در تخصيص بهينه منابع كشور براي نسل فعلي و نسلهاي آتي گام برداشت و اقتصاد كشور را در جاده افزايش كارائي، بهره وري، استفاده درست از منابع، كمك به اقشار ضعيف و تقسيم عادلانه تر درآمدها هدايت نمود.
-اشكالات اجراي طرح در 5 سال
با توجه به تورم ساختاري در اقتصاد ايران و تورم انتظاري كه در اثر افزايش هرساله قيمتها بر مبناي اين قانون به وجود مي آيد، گمان نمي رود بتوان موفقيت چنداني در اجراي 5 ساله اين قانون پيش بيني كرد، زيرا با توجه به افزايش قيمتها كه هرساله در اثر مراحل تصحيح آنها ايجاد مي شود و مارپيج تورمي ناشي از آن، نيروهاي مخالف اين امر فرصت خواهند يافت تا زمينه توقف آن را فراهم آورند.در حقيقت، با توجه به پي آمدهاي گسترده اجراي طرح، كه مي توان گستردگي آن را در سراسر نقاط كشور و بر زندگي تك تك ايرانيان برآورد كرد، لغت جراحي براي هدفمند سازي يارانه ها به درستي انتخاب شده است. اين تغيير رويه و مسير در اقتصاد، باوجودي كه از ضروريات اصلي ساختار اقتصادي ايران است، قطعا براي گروههاي وسيعي از مردم براي مدتي، اختلالاتي را بهمراه خواهد داشت.در حال حاضر اجراي طرح براي 5 سال برنامه ريزي شده است تا به زعم بعضي، اثرات نامطلوب آن بر زندگي مردم به حداقل برسد. معني ديگر اين رويه، تداوم بخشي به مشكلات و اثرات نامطلوب براي 5 سال است كه ممكن است در ظرف اين 5 سال به دليل مشكلات حاصله، اجراي طرح متوقف شود.بعلاوه انتظار مي رود با تجميع تورم موجود، تورم انتظاري و تورم ناشي از افزايش قيمتها بر اي هدفمند سازي يارانه ها، تورم بالائي در كشور حكمفرما شود.در اين حالت مردم ما بايستي تورم بالائي را تحمل كنند كه حاصلي براي آنان نداشته و تغييراتي چنداني نيز در ساختار توزيع يارانه ها اتفاق نخواهد افتاد.در حقيقت مي توان تصور كرد كه تورم حاصله از افزايش قيمت 20 درصدي يا 40 درصدي براي هدفمند سازي يارانه ها، با توجه به روند تورم موجود و تورم انتظاري، تفاوت چنداني در نرخ نهائي تورم نخواهد داشت.
-راهكارهاي جلب حمايت مردمي براي اجراي طرح
افزايش زمان اجراي طرح موجب فشار بيشتر بر مردم و كاهش همراهي آنان و بر عكس، كاهش زمان اجراي طرح، موجب افزايش امكان موفقيت طرح خواهد بود.از سوي ديگر اگر قبول داريم كه اجراي اين طرح موجب تلاطم قيمتها و اختلال در زندگي اكثر مردم خواهد شد، پس بايستي تلاش گردد اين دوران دردناك به حداقل كاهش داده شود و همزمان اقدامات تسكيني مانند افزايش حداقل دريافتي و امثال آن نيز صورت گيرد.در چنين صورتي، مردم با:
* آگاهي به محدود بودن زمان و افزايش يكباره قيمتها، نه افزايش سالانه و دائمي
* اتكا به افزايش حداقل دستمزدها، مستمري هاو كمكهاي غير نقدي
* امكان تطبيق هزينه ها با اصلاح الگوي مصرف
مي توانند آمادگي بسياري براي اجراي طرح و تحمل پي آمدهاي آن داشته باشند.در حقيقت امكان قانع كردن مردم براي استقامت، همراهي و همكاري با دولت براي موفقيت در اجراي طرح در كوتاه مدت، بسيار عملي تر است.اگر براي مردم توضيح داده شود كه با صبر و تحمل مثلا 6 ماه تورم بالا، دستاورد هاي بزرگ هدفمند سازي يارانه ها را بدست خواهند آورد، بيشتر مي توان روي حمايت آنان حساب كرد.از سوي ديگر اگر بتوان دوران رنج مردم و اختلال را كاهش داد، شانس موفقيت طرح بسيار افزونتر خواهد شد. بنابراين مي توان درباره آلترناتيو ديگري براي اجراي طرح انديشيد.آلترناتيوي كه با كوتاه كردن زمان اجراي طرح، زمان تحمل تورم بالا و نابساماني را براي مردم به حداقل ممكن كاهش دهد.با توجه به اين واقعيات، مي توان براي اجراي طرح در حداقل مدت، مثلا 6 ماه، برنامه ريزي نمود.البته براي اجراي طرحي با اين ابعاد و گستردگي در زمان كوتاه، مي توان مزايا و معايبي را برشمرد.در اين نوشتار تلاش مي شود راهكارها و مزاياي اجراي طرح در 6 ماه بررسي و مرور شود.در حقيقت واهمه اصلي از اجراي سريع طرح، عكس العمل هاي مردم است.در صورتي كه براي مردم همه جوانب اجراي طرح و نتايج حاصله و تاثير مثبت آن در اقتصاد كل كشور و آينده مردم، به درستي تشريح شود و براي مدت محدود نا بساماني، صبر و همراهي آنان خواسته شود آنگاه مي توان به همكاري و همراهي آنان اميد بست.
-مدل كوتاه مدت اجراي طرح
يك مدل فرضي براي اجراي طرح به شرح زير پيشنهاد مي شود:
الف-اعلام يكباره حذف كليه يارانه ها و افزايش قيمتها : مي توان با توضيحات كافي از طريق رسانه ها دلايل اجراي كوتاه مدت طرح و مزاياي آن را توضيح داد. به همين دليل بايستي در يك روز معين با يك حركت و بصورت همزمان اعلام قيمتهاي واقعي وجايگزيني كليه قيمتهاي يارانه اي انجام شود.در اين مدل فرضي بايستي دولت با برنامه دقيقي اقدامات زير را همزمان در ساعت 24 روز ايكس انجام دهد. اعلام قيمتهاي جديد كه از روز بعد عملي خواهد شد مثلا:
* بنزين ليتري 500 تومان
* برق كيلو واتي 70 تومان
* آب متر مكعبي 70 تومان
* گاز متر مكعبي 70 تومان
* حذف تحويل آرد يارانه اي و آزاد سازي قيمت نان
ب-اعلام همزمان افزايش حداقل دستمزدها، مستمري ها و مقرري ها : براي پرداخت اقلام جبراني طرح هدفمند سازي يارانه ها، بهترين را آنست كه همزمان با اعلام قيمتهاي جديد، مقدار و نحوه اين كمكها نيز اعلام شود. براي تعيين افراد هدف ساده ترين راه، ملاك قراردادن حقوق و دستمزد در بخش خصوصي، دولتي، مستمري و مقرري بگيران مي باشد. با توجه به در دسترس بودن اطلاعات خانوارهاي آنان، به سهولت مي توان اقلام كمكهاي نقدي يارانه ها را ماهانه با حقوق به آنان پرداخت نمود. اعلام حداقلهاي حقوق، مستمري و مقرري جديد همزمان با اعلام قيمتهاي جديد، اين اطمينان را به عموم مردم خواهد داد كه ابزار مقابله با افزايش قيمتها را در دست دارند. بنابراين همزمان با افزايش قيمتهاي جديد موارد زير نيز بايستي اعلام شوند.
* اعلام افزايش حد اقل حقوق كاركنان دولت از فرداي آن روز
* اعلام افزايش حداقل حقوق كاركنان بخش خصوصي و شركتهاي دولتي تحت پوشش سازمان تامين اجتماعي از فرداي آن روز
* اعلام افزايش حداقل دريافتي مستمري بگيران و بازنشستگان كل كشور از فرداي آن روز
* اعلام افزايش حداقل مقرري بگيران سازمانهاي حمايتي نظير كميته امداد و سازمان بهزيستي
ج-اقدامات جانبي لازم : براي موفقيت طرح اقدامات جانبي ديگري نيز نظير موارد زير مورد نياز است كه لازم است براي اجراي آن برنامه ريزي صورت گيرد:
* سرمايه گذاري وسيع در وسائل نقليه عمومي
* گسترش بيمه هاي درماني و اجتماعي براي قشرهاي آسيب پذير
* كاهش هزينه هاي تحصيلي
* آزاد سازي قيمتها براي افزايش انگيزه فعاليتهاي اقتصادي
* ايجاد امكان رقابت براي توليد كالاهاي انحصاري دولتي نظير برق
* تجديد نظر اساسي در نرخ ارز براي ايجاد امكان رقابت پذيري صنايع داخلي با واردات
* افزايش دريافتي نقدي و غير نقدي يارانه اي در روستاها و شهرهاي كوچك نسبت به شهرهاي بزرگ و تهران براي ايجاد روند عكس مهاجرت
* اداي توضيحات و گزارش مداوم براي مردم از نتايج مثبت اجراي طرح از كليه رسانه ها
-پيامدهاي اعلام طرح
پس از اعلام طرح، صبح روز بعد مردم با وضعيت جديدي مواجه مي شوند. شايد بسياري از تغيير قيمتها خبر نداشته باشند و ممكن است تا چند روز بهم ريختگي در مورد همه امور به چشم بيايد. بين مردم بر سر قيمتهاي جديد بگو مگو ايجاد شود و بسياري از مردم تكليف خود را ندانند. از سوي ديگر كليه قيمتها تغيير خواهند كرد ليكن چون دولت اعلام كرده كه اين امر براي يكبار صورت خواهد گرفت، لزوما نبايستي مارپيچ قيمتها و تورم انتظاري نقش قابل توجهي ايفا كنند. اتفاقي كه ميافتد آنست كه همه توليد كنندگان بر مبناي حداكثر قيمت عوامل توليد و داده ها شروع به تنظيم قيمت جديد مي كنند. به همين دليل ظرف كمتر از چند ماه جامعه با سطح جديد قيمتها روبرو مي شود. انتظار مي رود از آنجا كه همه افزايش قيمتها و افزايش حقوقها و دريافتي ها يكباره اعلام شده و صورت گرفته، قيمت اكثريت كالاها و خدمات ظرف يك تا سه ماه تطبيق يابند و تقريبا در سطح معيني تثبيت شوند. در واقع افزايش قيمتها چون موجي بزرگ روي همه قيمتها اثر خواهد گذاشت و سپس آرام خواهد گرفت. اگر شدت موج را در محدوده 4 ماهه اول افزايش قيمتها فرض كنيم، به خوبي روشن است كه برخي افراد در جامعه براي تطبيق مخارج و الگوي مصرف خود با دشواري روبرو خواهند شد ليكن دولت مي تواند به همه اطمينان دهد كه تلاش خواهد كرد يك مرحله تطبيقي را هر چه سريعتر عملي سازد به اين معني كه بر مبناي قيمتها و الگوي مصرف جديد نحوه پرداخت يارانه اي نقدي و جنسي و محدوده آنها را روشن سازد و بتواند ظرف حدود 6 ماه همه افراد نيازمند را زير پوشش نسبي طرح درآورد. در اين ميان گروههاي وسيعي از مردم مي توانند با يارانه دريافتي از دولت، تا حدود زيادي موج افزايش قيمتها را تحمل كنند.بنظر مي رسد در صورت مديريت دقيق و پايش دائمي اوضاع، ظرف 6 ماه از آغاز كار، تلاطم ها پايان يافته و اوضاع به حال عادي درآيد. مثل هر رخداد اقتصادي ديگر عده اي سود و عده اي ضرر خواهند كرد. سودبرندگان، كه مي توان براي جلوگيري از آن تمهيداتي انديشيد، مي توانند از جمله مشاغل زير باشند:
*پمپ بنزينها كه بنزين را به جاي مثلا 100 تومان به قيمت 500 تومان ميفروشند.
*نانوائي ها كه آرد يارانه اي دريافت داشته اند ليكن از آن روز نان را قيمت بالاتر خواهند فروخت و سود خوبي تا قبل از خريد آرد جديد خواهند برد.
*بقالي ها و سوپر ماركتها كه بلافاصله قيمتها را بر روز كرده و پول بيشتري از مشتريان وصول خواهند كرد.
*رانندگان تاكسي كه باكشان را با بنزين مثلا 100 توماني پر كرده اند و با مشتريانشان از آن روز بنزين را 500 تومان حساب مي كنند و برخي مشاغل ديگر.
-اصلاح الگوي مصرف
شوك ناشي از افزايش قيمتها، بلافاصله بر روي مصرف بسياري از كالاها تاثير خواهد گذارد. يكي از اهداف و انتظارات اصلي از اجراي طرح هدفمند كردن يارانه ها، اصلاح الگوي مصرف در كشور است كه به دليل قيمت هاي يارانه اي و غيرواقعي، در سطح نامطلوب و غير متعارفي است. با حذف يكباره يارانه ها و افزايش قيمتهاي اين اقلام و به تبع آن افزايش قيمت كالاها و خدمات در كشور، انتظار مي رود الگوي مصرف كالاهاي يارانه اي سريعا اصلاح شود زيرا:
* با افزايش يكباره قيمتها و شوك ناشي از آن، شاهد صرفه جوئي و اصلاح الگوي مصرف بسياري از مردم و كالاها خواهيم بود. بعلاوه با توجه به سطج جديد قيمتها، قطعا بسياري از مردم بلافاصله در الگوي مصرف اقلام يارانه اي نظير بنزين، گازوئيل، گاز، برق، آب و نان تغييراتي به وجود خواهند آورد و از سطح مصرف خود خواهند كاست.
* انگيزه مصرف كمتر دليل ديگري نيز دارد زيرا در صورت مصرف كمتر از كالاها، يارانه نقدي آن مي تواند در زمينه هاي ديگر مصرف شود.
* اصلاح الگوي مصرف و واقع گرايانه ساختن آن با توجه به سطح قيمتهاي جديد، از آرزوهاي دولت و مردم است و موجب مي شود ديدگاه اقتصادي و واقع گرايانه بر الگوي مصرف جامعه حكمفرما شود كه دستاورد بي نظيري است.
-گروههاي هدف
خوشبختانه گروههاي هدف براي دريافت كمكهاي نقدي و غير نقدي يارانه ها، تا حدود زيادي مشخص است و در مورد بسياري گروههاي نيازمند اطلاعات دقيقي بشرح زير وجود دارد:
* افراد نيازمند تحث پوشش نهادهاي امدادي مانند كميته امداد و سازمان بهزيستي و امثال آن و خانواده هاي آنان
* افراد بازنشسته با حقوق پائين اعم از كشوري، لشگري و تامين اجتماعي و خانواده هاي آنان
* كاركنان با حقوقهاي پائين دولت و خانواده هاي آنان
* كاركنان با حقوق پائين شركتهاي دولتي و بخش خصوصي تحت پوشش سازمان تامين اجتماعي و خانواده هاي آنان
* طبعا گروههائي از نيازمندان در گروههاي فوق نيستند كه مي توان از آنان خواست با در دست داشتن مدارك به مراكزي مراجعه كنند تا به وضع آنان رسيدگي شود.
جدول افراد نيازمند به دريافت كمك در هدفمند سازي يارانه ها
4 گروه فوق و خانواده هاي آنان تقريبا اكثريت نيازمندان به كمك در طرح هدفمند سازي را تشكيل مي دهند كه در مورد 4 آنان اطلاعات تقريبا كاملي وجود دارد و مي توان با توجه به برآورد سطح جديد قيمتها برآورد دقيقي از افزايش حداقل دستمزد و دريافتي و كمكهاي غيرنقدي براي آنان منظور نمود.با توجه به امكانات كشور و توان موجود در دستگاههاي اجرائي و ضرورت و اجبار اجراي طرح، درصورت توضيح كافي و قانع كننده به مردم، محدود بودن زمان تلاطم و فشار، اميد به رسيدن به آرامش قيمتها در بلند مدت، همكاري و همراهي مردمي تضمين كننده اجراي موفقيت آميز اجراي طرح خواهد بود.